پیچک ( مجتبا صادقی )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- به مزاج من نمی‌سازد( مجتبا صادقی )
- ھمیشه، ریشه، کلیشه، سفید و قرمز من!( مجتبا صادقی )
- شرمنده دوستان عزیزم! کلافه‌ام ( مجتبا صادقی )
- بسیار منتهی شده پرواز ما به او ( مجتبا صادقی )
- ﺩﺭﻋﮑﺲ‌هاﯼ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﯾﮏ ﺟﺴﺪ( مجتبا صادقی )
- به میم اول اسمی که عاشقش شده ام( مجتبا صادقی )
- آن زن که رفت عطر تنش را کجا گذاشت؟ ( مجتبا صادقی )
- گیرم که قلب کوچکم از آهن است زن! ( مجتبا صادقی )
- جهان جنگ می‌کرد و من می‌نوشتم( مجتبا صادقی )
- برای وا شدن باب گفت و گو در متن( مجتبی صادقی )
- ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﮕﯽﺍﻡ ﻋﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ، ﺷﯿﺐ ﮔﺮﻓﺘﻪ ( مجتبی صادقی )
- آهسته صبح زود و سراسیمه نیمه شب( مجتبی صادقی )
- ﻧﮕﺮﺩ، ﻧﻘﺶ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺮﻧﺲ ﻧﯿﺴﺖ ( مجتبی صادقی )
- گرگ‌های هار تن را تکه‌تکه می‌درند( مجتبی صادقی )
- ﻧﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﺍ ﮐﻪ ﺑﯽ‌قرار ﺁﻣﺪﮦ‌ام( مجتبی صادقی )
- پس از مدح لوله‌ی تفنگ شروع می‌کنم ( مجتبی صادقی )
- گاهی از آفتاب تنت غافلم گلم!( مجتبی صادقی )
- رسید نامه‌ی اعمال من به دست خدا( مجتبی صادقی )
- قلبم کوچک‌ترین زندان دنیاست( مجتبی صادقی )
- پنجاهم مرا به خیلی جاها می‌برد( مجتبی صادقی )
- سکوت کن! که صدا بیشتر شنیده شود( مجتبی صادقی )
- و هر که گفت چرا زنده ای؟ بگو: غم نیست( مجتبی صادقی )
- به زن، که معبد خورشید را نشانم داد( مجتبی صادقی )
- من این پنهان کاری ارثی را دوست دارم( مجتبی صادقی )
- باریکه ای از اشک وقتی گونه هایت را ( مجتبی صادقی )
- رھا نیامدہ ای تا اسیرتر بروی( مجتبی صادقی )
- کماکان تکیه بر تأویل برخی فال ھا سخت است( مجتبی صادقی )
- مثل شبی که رفت٬ پر از هیچ اتفاق( مجتبی صادقی ) .
- قدم زدیم، غزل ھام پر درآودند ( مجتبی صادقی )
- شرمندہ دوستان عزیزم! کلافه ام ( مجتبی صادقی )
- نگاھی مھربان از ھمزبانی باید اما نیست ( مجتبی صادقی )
- دروغ است پایان این مستندھا ( مجتبی صادقی )
- بازار گریه، راسته ی غم فروش ھا ( مجتبی صادقی )
- مثلن ھمین زن مثلن ھمین زن كه دارد روی سکوتم ( مجتبی صادقی )
- غزل ھا گفته ام با حسرت از چاک گریبان ت( مجتبی صادقی )
- از شناسنامه بيرون آمده بودم ( مجتبی صادقی )
- پاییز آمد رفتگر مشغول فراشی ست( مجتبی صادقی )
- ابتدا یادم نیست، شیر بودم یا ببر؟ ( مجتبی صادقی )
- ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺑﯿﺶ ﻭ ﮐﻢ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ( مجتبی صادقی )
- پھلویم حس نکردہ ست دیگر ضربه ی( مجتبی صادقی )
- از پرتقالی که در دست دارم( مجتبی صادقی ) .
- یه چیزی باید از تو دورم کنه ( مجتبی صادقی )
- باروت ھا نم می کشند اما تو می دانی ( مجتبی صادقی )
- امسال غصه خوردنمان بیشتر شده ( مجتبی صادقی )
- اگر چه زایش ذهن عتیقه ی خودم است ( مجتبی صادقی )
- درخت بودم و پاییز سرشناسم کرد ( مجتبی صادقی )
- خُب این هم از امروز... مشکل بود و دیگر هیچ( مجتبی صادقی )
- کاش می ماندی که با دنیا همآوردی کنم( مجتبی صادقی )
- اصرار دارم این هیاهو مستمِر باشد( مجتبی صادقی )
- ای خدای نگران! ما چه خلافی کردیم( مجتبی صادقی )
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد