تبلیغات اینترنتیclose
بی گیره، بی لباس تو رفصید بند هم ( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 6 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی


رُکن چهارم دموکراسی

بی گیره، بی لباس تو رفصید بند هم
صبحانه خورده می شود و چای و قند هم
ـ این روزنامه مال چه روزی ست دخترم!؟ـ
حتمن نوشته باز دروغ و چرند هم؟
از سفره های کاغذی صبح می شود
پیکان خرید و بنز و فیات و سمند هم
تا نرخ سکّه های ندیده به عمر را
از روی روزنامه بپرسم که چند هم!!!
هر صبح از خودم نگرانم که می برم
اسب خیال تا به سوییس و هلند هم
{}
یک باره چشم های مرا خیس می کند
گاهی نمی شود بنویسی بلند هم
از گریه های ملتمس کودک یتیم
در منتها الیه «خیابان زند»* هم
من روزنامه خوانم و او روزنامه خواب
حالی که می رسد به تن او گزند هم
از ذهن عابران پیاده که دائمن
پرتاب می کنند به سویَش چرند هم
{}
پس روزنامه فایده هایش زیاتدی!! است
چون کودکان مستحقِ مستمند هم
گاهی به جای فرش از آن سود می برند...

 

 


مجتبا صادقی

1385
* خیابان زند، مشهورترین خیابان شیراز است

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-1, | بازديد : 137