تبلیغات اینترنتیclose
از طای دسته دار می آویزم، از طای ( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 6 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی

از طای دسته دار می آویزم، از طای دسته دار جهانم را
از طای این طناب که می بندد صبحِ علَی الطلوع دهانم را

از طایِ طالع من و تو هرگز این شهر اطلاع نخواهد یافت
وقتی طناب ریشه ی گردن را... وقتی سکوت بسته زبانم را

از طای انتهاییِ این خط ها تا طای انحطاط جلو رفتیم
آنقدرها که موقعِ برگشتن پُر کردم از تنت چمدانم را

رفتیم طولِ جاده ی فرعی را طبقِ کدام نقشه!؟ نمی دانم
طولانی است قصه ی مرگیدن... لکنت گرفته است بیانم را

طهران دسته دار چه حالی داشت مشروطیت مطابق میلت بود
تو با سلیطه راهی درباری، من در طویله نام و نشانم را...

طیِّ طریق از طبس و تبریز در چارسویِ خاک اساطیری
حتا به ضرب جمبل و اُسطُرلاب پیدا نمی کنند مکانم را

آری؛ «چراغ رابطه تاریک است» طوبای من! مواظب دستت باش
قطعِ امید کرده ام از ماندن؛ دنیا نخواست بارِ گرانم را

طاعون گرفته گوشه ی زیلو را من با طناب دار نمی میرم
سوراخِ موش فرض کن از الان ای طای دسته دار دهانم را!

 

مجتبا صادقی

اردیبهشت تا شهریور 1391



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-1, | بازديد : 195