تبلیغات اینترنتیclose
آهسته صبح زود و سراسیمه نیمه شب( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی


آهسته صبح زود و سراسیمه نیمه شب
نام تو را ببخش که می‌آورم به لب

هر چند در کتاب مفاتیح آمده
ذکر تو واجب است و تماشات مستحب

با نیشخند می‌گذری از کنارمان
ما نیز دلخوشیم به لبخند بی‌سبب

جغرافیای فاجعه بسیار بیشتر
از کابل است و قونیه و جده و حلب

«زیبایی‌ات تمام جهان را گرفته است»
شاید تو را به حور و پری می‌رسد نسب

هرگز نبوده هیچ پری چون تو در عجم
لَیسَ کَمِثلکِ احد حور فی‌العرب

چشمت مریض‌خانه‌ی مشتی روانی است
آرام باش موقع وا کردن مطب

وقتی به قصد سوسه می‌آیی، نیا جلو!
وقتی به قصد بوسه می‌آیی، نرو عقب!

از من عبور می‌کنی و تازه می شوم
ای یاد تو روایت گل‌های منتخب!

 

مجتباصادقی 
دهم اردیبهشت ۹۳



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-5, | بازديد : 267