تبلیغات اینترنتیclose
گرگ‌های هار تن را تکه‌تکه می‌درند( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی

گرگ‌های هار تن را تکه‌تکه می‌درند
بعد هم نعشی به سمت خانه‌ی خود می‌برند

خوش به حال توله‌هاشان، چند روزی بی‌خیال
سفره‌ی خونی برای زیستن می‌گسترند

جنگل این‌گونه‌ست اما شهر جور دیگری‌ست
مردها با صید دخترها شکم می‌پرورند

روزها با فنچ و آهو و قناری لب‌به‌لب
شب ولی در مرتع آغوش همسر می‌چرند

شهر این‌گونه‌ست؛ آدم‌ها دچار لفت و لیس
ظاهرن شادند و هی اسباب‌بازی می‌خرند

شاخه بسیار است در این شهر، مثل جنگل است
مردم از این شاخه تا آن شاخه با هم می‌پرند

شهر با جنگل تفاوت‌های چندانی نداشت
غیر از این‌که مردهای شهر کم می‌آورند

دلخوش اینم که روزی آفتابی سر زند
صبر کن! تا ابرها از آسمانم بگذرند

 

 

مجتباصادقی 
/ بیست و هشت فروردین نود و سه خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-4, | بازديد : 246