تبلیغات اینترنتیclose
رسید نامه‌ی اعمال من به دست خدا( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی


رسید نامه‌ی اعمال من به دست خدا
به خنده گفت: «چه رنجی کشیده این آقا»

نه هیچ وقت به ما فحش و ناسزا داده
نه هیچ گاه دلش را سپرده است به ما

خلاصه آدم بسیار بی سر و پایی‌ست
شکست دیده همیشه، درست از سر و پا

و گاه نیز دلش را شکسته دنیامان
بدون هیچ دلیل و بدون هیچ صدا

دلش پر است ولی خنده بر لبش دارد
که خوب و بد همه را جمع کرده در یک‌جا

پر از غم و غزل و آتش است می‌گویند
خودش برای خودش شعر گفته مدت‌ها

دو گوش دارد و از حرف روزگار پر است
دو چشم دارد و از دست این و آن دریا

نگاه کرد به اوضاع مالی‌ام، افزود:
«به جیب‌های تهی خیره ایم از بالا»

کجا که کار نکرده؟ ببین فرشته! ببین!
که از حقوق خودش هم گذشته در همه جا

نگاه کرد به احوال روحی‌ام، فرمود:
که این همیشه پر از غصه بوده، ای بابا!

چه زنده بوده که از مرگ بدتر این بوده
چه رفته بر سر این بنده های سر به هوا!؟

خلاصه تا زد و این نامه را به پایان برد
نه جای شکر برایم گذاشت نه اما

نه گفت رو به بهشتش برید با شادی
نه گفت سمت جهنم برید ایشان را
نشست و زار زد احوال بندگانش را....


مجتبا صادقی

/ اسفند نود و دو



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-4, | بازديد : 333