تبلیغات اینترنتیclose
سکوت کن! که صدا بیشتر شنیده شود( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی


سکوت کن! که صدا بیشتر شنیده شود
که لای‌لای من از لایِ در شنیده شود

سکوت کن! که در این جنگل تمامی ابر
صدای ارّه، صدای تبر شنیده شود

بزن!
به ریشه بزن!
تا صدای ناله‌ی سرو

به آسمان برسد، از جگر شنیده شود

درخت‌های حماسی برهنه و ساکت
نشسته‌اند که زنگ خطر شنیده شود

تن برهنه‌ام اما بعید می‌دانم
دلش بخواهد که شعله‌ور شنیده شود

به دشت‌های زیادی زدم که آوازم
شبیه شیهه‌ی اسب کَهَر شنیده شود

به کوه‌های زیادی زدم که فریادم
به سینه‌ای بخورَد از کمر شنیده شود

کجا روم که در اندازه‌های واقعی‌اش
دهان من، دل من، سر به سر شنیده شود؟

کجا قرار من و اوست؟ در کدامین شهر؟
کجا قرار شد این در‌به‌در شنیده شود؟

کجا قرار شد آتش شوم؟ که برگردم
کجا قرار شد این چشمِ تر شنیده شود؟

تمام جمله همین بود «دوستت دارم»
کجا قرار شد این «مختصر» شنیده شود؟

تمام می شوم اما مرا ادامه بده
که داستان پدر از پسر شنیده شود

ادامه ام بده چون زندگی، خوشا شعری
که از گلوی تو بارِ دگر شنیده شود
صدا منم...

 

 

مجتباصادقی
 بهمن نود و دو



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-4, | بازديد : 279