تبلیغات اینترنتیclose
باریکه ای از اشک وقتی گونه هایت را ( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 


باریکه ای از اشک وقتی گونه هایت را
طولانی یک بغض هنگامی صدایت را...

پر کرده بودم روزهای قبل در جانم
با پیک های خالی از مشروب٬ جایت را

بشقاب های شسته و ناشسته می گویند:
ای کاش می شد باز طعم دست هایت را...

آهنگ هایی گوش می گیرم که در خلوت
در من تداعی می کند حال و هوایت را

ای رفته! از یادم نخواهی رفت... در باران
هم شانه ام هستی نمی خواهم جدایت را

هم صحبتم هستی اگر در برف می خندم
هم شانه ام هستی که دارم ردپایت را...

یخ می زند در سردی دی ماه آغوشم
باریکه ای از اشک اکنون گونه هایم را...


مجتبا صادقی
/ دی ماه ۹۲



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-4, | بازديد : 250