تبلیغات اینترنتیclose
از شناسنامه بيرون آمده بودم ( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 9 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

مجرد


از شناسنامه بيرون آمده بودم
و پشت سرم
زنی داشت
درختان قد نکشیدہ را آبیاری می کرد
آدمیزاد
مگر چند بار رشد می کند؟
درخت 
مگر چند بار به بار می نشیند؟
این زمستان را پشت سر بگذارم
ھزار سال می شود
که میوہ ندادہ ام
در شناسنامه كه بودم
-آن قدر که حافظه ام یاری می کند-
دو بار
ثمر دادہ بودم
خیانت
از آن چه فکر می کنید
به شما نزدیک تر است
و مرگ
تنھا در صفحه آخر شناسنامه رخ نمی دھد
کافی ست
میوہ ھایت را نادیدہ بگیری
و از شناسنامه بیرون بزنی
مجرد.


مجتبا صادقی 
- مھرماہ 9



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-3, | بازديد : 125