تبلیغات اینترنتیclose
درخت بودم و پاییز سرشناسم کرد ( مجتبی صادقی )
پیچک ( مجتبا صادقی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 7 شهريور 1395 توسط سید مجتبی محمدی

درخت بودم و پاییز سرشناسم کرد
به شکل شعری از اندوه اقتباسم کرد

درخت بودم و باران آذر و آبان
به دست باد مرا داد و بی لباسم کرد

برهنگی چه جنون مزخرفی دارد
برهنگی وسط برف آس و پاسم کرد

چه بود این شبِ سرمازده؟ شب آذر؟
که زیر پنجره ی این و آن پلاسم کرد

دو ماهِ سرگردان؟ یا سه ماهِ سرگردان؟
ببین چگونه خزان تو بی حواسم کرد

گذاشت سر به سرِ شاخه های خشکم، برف
گریست باران... نم نم التماسم کرد

که: ای درخت! بهار از تو شکل می گیرد
صبور باش که این فصل سرد می میرد.

 

مجتبا صادقی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مجتبی صادقی-2, | بازديد : 149